Unforgiven

Unforgiven

8.2

ویلیام مونی، هفت تیر کش پیر و بازنشسته ای است که به کمک دوست قدیمی خود آخرین کار خود را شروع میکنند…

کارگردان : Clint Eastwood ستارگان : Clint Eastwood, Gene Hackman زبان : انگلیسی رده سنی : R کشور : آمریکا امتیاز منتقدین : 85
سال : (1992) زمان نسخه بدون سانسور : 130 دقیقه فروش جهانی : 159,157,447$ بودجه : 14,400,000$

توضیحات مدیریت

کیفیت 360p اضافه شد
نسخه دوبله فارسی فیلم اضافه شد

لینک های دانلود

All
360p
گزارش مشکل
برای دانلود با سرعت بالا، VPN را خاموش کنید
دوبله فارسی   |   کیفیت 360p

نقد و بررسی

نابخشوده (Unforgiven) فیلمی وسترن به کارگردانی و تهیه‌کنندگی کلینت ایستوود است. این فیلم به انتخاب بنیاد فیلم جزو 10 فیلم برتر وسترن تاریخ قرار گرفته است. از بازیگران فیلم می توان به کلینت ایستوود، جین هکمن، مورگان فریمن و ریچارد هریس اشاره کرد.

برای دانلود فیلم نابخشوده 1992 زبان اصلی با زیرنویس فارسی چسبیده و دوبله فارسی آن به باکس دانلود مراجعه کنید.


خطر اسپویل داستان


فیلم نابخشوده بر اساس فیلمنامه ای از دیوید وب پیپلز و به کارگردانی مرد بی نام سینمای وسترن کلینت ایستوود محصول سال 92 هالیوود است که موفق به دریافت پنج اسکار سال 93 شد.در این فیلم بازیگران سرشناسی چون کلینت ایستوود ، مورگان فریمن ، جین هاکمن و ریچارد هریس ایفای نقش می کنند که بیانگر گونه ای متفاوت در ژانر وسترن سینمای آمریکاست. موفقیت خیره کننده این فیلم که ایستوود برای بازی در آن مجبور شد ده سال صبر کند تا پیرتر شود از آن جهت است که تا حدی قاعده های وسترن در آن شکسته و تصویری جدید از کابوی تنها به ما نشان می دهد. این فیلم سرگذشت گاوچرانی سالخورده به نام ویلیام مانی است که تنها و در دوردست مزرعه ای را به همراه دو کودکش اداره می کند ، در حالیکه همسرش را سه سال قبل از دست داده. در شهری در همان حوالی که کلانترش مرد خبیثی ست به نام بیل کوچولو با بازی جین هاکمن ، دو گاوچران به فاحشه ای حمله کرده و صورتش را با چاقو می برند. اما کلانتر آنها را رها کرده و تنها به گرفتن اسبهایشان اکتفا می کند. فاحشه های مسافرخانه شهر سعی در استخدام کردن آدم کشهایی کرده که انتقام زن را بگیرند و اینگونه پسری جوان به نام کید استخدام می شود. او از عمویش تعریف ضرب شست ویل را شنیده و سراغش می رود و درخواست می کند که با او شریک شود. ویل ابتدا نمی پذیرد چرا که اعتقاد دارد دیگر نباید بیخود آدم بکشد ،اما بعد با او همراه شده و در این بین دوست سیاهپوستش با نام نِد ( مورگان فریمن ) که تیر انداز ماهریست با آنها همراه می شود. با وروود آنها به مسافرخانه شهر، بیل کوچولو ، ویل را که سخت مریض است و تنها در حالیکه دوستانش برای همخوابگی با فاحشه ها به سمتی دیگر رفتند ، به شدت کتک می زند. این در حالیست که ویل اسمش را به او نمی گوید. کید و ند او را نجات داده و دور از شهر تیمار می کنند. آنها به یکی از گاوچرانها رسیده و ویل او را می کشد در حالیکه ند تصمیم می گیرد برگردد. در راه برگشت بیل کوچولو، ند را دستگیر کرده و زیر شکنجه می کشد. ویل و کید گاوچران دیگر را هم می کشند و در حالیکه پولها را گرفته و تصمیم به برگشت دارند از یکی از فاحشه ها می شنوند که ند مرده است. کید به ویل اعتراف می کند که او آدمکش نیست و این اولین آدمیست که کشته و در نهایت فرار می کند. اما ویل به شهر می رود و خود را معرفی کرده ، در حالیکه کسی جرات تیراندازی به او را ندارد بیل را کشته و باز می گردد.


شاکله وسترن چیست و چگونه می شود آن را تعریف کرد؟ این سئوالیست که عموما در بین منتقدین سینمایی مطرح می شود و با پاسخ های گوناگونی روبروست. اما من می خواهم همه آن را در چهار کلمه خلاصه کنم: تنهایی ، سفر ، ششلول بندی و اسطوره سازی. احتمالاً این خلاصه ترین و موجزترین تعریفیست که می شود از سینمای وسترن کرد. نشانه هایی که در تمام این فیلمها دیده می شود چه وسترنهای تگزاسی ، چه ایتالیایی یا به قولی اسپاگتی. وسترن تحت تاثیر ادبیات ایجاد شد. در ادبیات اواخر قرن هجده ما نمایشنامه هایی از بوفالوبیلها و کابوها می بینیم. کابوی که ترجمه تحت اللفضی اش می شود گاوچران هفت تیرکشهایی بودند که از راه کشتن امرار معاش می کردند. و به سه دسته تقسیم می شدند. یا زمین دارانی که مالک گاو و مزرعه بودند و برای دفاع از زمین دست به اسلحه می بردند ، یا دسته ای که برای پول مسافرت کرده و اجیر می شدند یا راهزنی می کردند، و یا بوفالوبیل بودند که حکم قهرمانی را داشتند که برای نجات دختری ربوده شده از خانواده به دست کومانچی ها یا برای اعاده حیثیت سفر کرده و مبارزه می کردند و پیروز می شدند. این دسته ها به تدریج و با حرکت تمدن در قرن هجده در آمریکا به آرامی از بین رفتند و جایشان را به شرکتهای سرمایه گذاری و دلالان نفتی سپردند که برای دست یابی به پول بیشتر جنگ راه می اندازند.

اما ویلی نابخشوده جزو هیچ کدام از دسته های فوق نمی شود. یک کابوی تنها و خسته که خود را نابخشوده می پندارد و به کودکانش اعتراف می کند که همسر مرحومش راه درست را به او نشان داده. پیرمردی که آنقدر سوار اسب زین دار نشده که دیگر نمی تواند سوار شود و مدام به زمین می خورد. آدم بی دست و پایی که به نظر می آید چیزی برای از دست دادن ندارد و اعتراف می کند که حیوانات بخاطر گذشته اش او را نمی بخشند. فیلم با نمایی از یک غروب دلگیر سرخ و نارنجی شروع می شود. رنگی که نشانه زوال و اضمحلال درونیست روی کلبه حقیرانه ویل سایه افکنده. در نماهای بعدی نیز که ویل را می بینیم ، او در میان لجنها و خوکها به زمین می خورد و اینچنین شکستگی ذاتی کابوی سالخورده ای را نشان می دهد که دیگر نمی تواند شهرت گذشته را داشته باشد. لب به مشروب نمی زند و زن بارگی نمی کند. کاری که به نظر می آید پیشترها انجام می داده. او دست از اقتدارش کشیده و تبدیل به آدمی نابخشوده و حقیر شده که خود را همطراز خوکها قلمداد می کند.( که البته به نظر من این خود می تواند به نوعی نشان دهنده یأس ایستوود از پا گذاشتن در عالم پیری و اندوه از دست دادم موقعیت ها و ستاره بودن جوانی اش باشد )


ویل به آرامش رسیده اما به قیمت از دست دادن چیزهایی که البته مطرود می پنداردشان. با ورود کید او به گذشته نقب می زند و انگار این گذشته است که او را می برد. هرچند که خود اعتراف می کند که تنها به خاطر پول این کار را می کند ، اما به نظر می آید او دنبال راهیست تا در برابر خود طغیان کند. به نظر می آید کید خودِ جوانِ اوست که پا در جاده سقوط و منجلاب می گذارد. راهی که پایانی جز نابخشودگی به همراه نخواهد داشت. هر چند که به واقع ایستوود این راه را از او منع می کند.

در این فیلم انگار بر خلاف وسترنهای گذشته کشتن چیز آسانی نیست. دیگر نه از کشتن های ساده جان وین خبری هست نه از خونسردی و هفت تیر کشی بی محابای ایستوود جوان. نه از جویندگان و خوب، بد، کثیف(زشت) و نه از آثار لئونه و پکین پا و فورد و زینه مان. ایستوود می خواهد در برابر این قاعده ها طغیان کند. آری… او تنهاست ، سفر هم می کند و ششلول بند هم هست. اما چه چیز این اثر را متمایز می کند. او دیگر اسطوره نیست. او هرگز نمی تواند قهرمانی باشد که حکم نجات دهنده را نشان می دهد. برای او دیگر کشتن سخت است. دیگر او بی گدار اسلحه نمی کشد و دیگر چهره ابر قهرمان را به ما نشان نمی دهد. و جذابیت نابخشوده در همین جاست. مایی که ایستوود را در سه گانه معروفش( خوب، بد ، زشت – بخاطر یک مشت دلار و بخاطر چند دلار بیشتر ) دیده ایم و از او تصویر قهرمانی افسانه ای در ذهن داریم که بسیار کم حرف و خونسرد است، تیرش خطا نمی رود و در عین حال جانی بالفطره نیست ، کمی با این فیلم شگفت زده می شویم. او دیگر صلابتی ندارد. بخاطر کشتن زنها و کودکان در جوانی آدم مخوفیست و در عین حال دیگر نمی تواند با یک تیر سه نفر را بیندازد. نه… او دیگر قهرمان بی نام ما نیست. به نظر می آید و صد البته همینطور است که این فیلم پایانی بر وسترنهای فراوان ایستوود بود. و او این تابو را در اذهان همه می شکند. او دچار اندوه و یأس است و از کشتار می پرهیزد. او شکست خورده و خود را نفرین شده می داند و به نظر می آید دیگر از آن همه شوق و صلابت خبری نیست. درست است. ما ایستوود را آنگونه می پنداشتیم و اینک با چنین چهره ای روبرو می شویم. ایستوود این را فریاد می زند که سرنوشت همین است. حتی اسبش با او همراه نیست و حتی دیگر نمی تواند با اسلحه اسپنسر درست شلیک کند. تنها برایش خاطره ای مانده که حتی آنهم زیبا و شیرین نیست. او یک نابخشوده است.

می خواهم در مورد پایان فیلم بنویسم. نمی دانم شما تاریخچه خشونت دیوید کراننبرگ را دیده اید یا نه. اما نابخشوده و ویل مانی سخت مرا به یاد آن فیلم و شخصیت ویگو مورتنسن انداختند. مردی آرام که ناگهان چهره سیاه قاتلش نمایان می شود. و پایان نابخشوده نیز اینگونه است. او طغیان می کند. در برابر همه چیز و بالاخص در برابر خود. او به عصیان دچار می شود و روح شیطانی اش را عریان می کند و می رود تا با همه گناهانش به نکبت زندگی ادامه دهد. و نمای پایانی گواه همین است. او به همان سرخی زوال گرانه سکانس آغازین باز می گردد. به سرخی نامتجاذب پایان. او که بزرگترین افتخار زندگی اش – که از زبان کید بیان می شود -کشتن همزمان سه نفر است اینک پنج نفر را با هم و به وحشیانه ترین شکل ممکن می کشد. به نظر می آید ایستوود می خواهد به ما بفهماند که او هنوز یک گرگ درنده است ( کما اینکه از نظر سینمایی با ساخت فیلمهایی چون رودخانه مرموز و محبوب میلیون دلاری و نامه هایی از ایوجیما این را به منتقدانش نشان داد که هنوز تمام نشده)

ویلیام مانی دوباره زنده می شود اما حیاتش نوعی مرگ محسوب شده. نوعی انزوای درونی و گناهی که دامنگیر آدمی از این دست بوده و خواهد بود. انسانی که هر گز نمی تواند آرام بماند و روح طغیانگرش گناهی مدام را دامنگیرش کرده است. او به گذشته باز می گردد. به خاطراتش و به اشتباهاتش و این برای همه ما یکسان است. یک هشدار. روزی که به گذشته هامان باز خواهیم گشت و اشتباهات غیر قابل جبران، پایمان را رها نمی کند. گلویمان را خواهد چسبید و به گناهان دیگر وادارمان می کند. روزی که ما در یک سخن خواهیم فهمید که چیزی نخواهیم بود جز یک نابخشوده.

مشاهده همه »

بازیگران

Clint Eastwood Bill Munny
Gene Hackman Little Bill Daggett
Morgan Freeman Ned Logan
Richard Harris English Bob
Jaimz Woolvett The \'Schofield Kid\'
Saul Rubinek W.W. Beauchamp
Frances Fisher Strawberry Alice
Anna Thomson Delilah Fitzgerald
David Mucci Quick Mike
Rob Campbell Davey Bunting
Anthony James Skinny Dubois
Josie Smith Will Munny
Aline Levasseur Sally Two Trees
Robert Koons Clyde Ledbetter
Mina E. Mina Deputy Andy Russell
John Pyper-Ferguson Charley Hecker
Jefferson Mappin Fatty Rossiter
Walter Marsh Barber
Garner Butler Tom Luckinbill
Blair Haynes Fuzzy
Sam Karas Texas Slim
Ben Cardinal Johnny Foley
Philip Maurice Hayes Lippy MacGregor (as Philip Hayes)
Michael Charrois Train Person #1 (as Paul McLean)
James Herman Bucky
تا کنون 0 نظر ثبت شده است

ثبت نظر

جهت ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید
مشاهده سایر عناوین »

فیلم و سریال تصادفی